2ماهگی
ا اینجا هم داری خستگی در میکنی قربونت بره مامانی اینجا هم داشتیم میافتیم خونه دوست بابایی آقا مجتبی اینا،اینقدر کوچولو بودی بیرون بردنت خیلی سخت بود ، جیگرم،ولی وقتی این لباس و تحت میگردیم خیلی راحت می شد بغلت کرد ...
نویسنده :
مامان
1:36
40 روزگی
اینا هم چندتا از عکسهای 40 روزگیته عزیزم که جا مونده بود ، شب عاشورا است،با باباجون ومامان جون رفتیم بیرون و با ماشین یک دوری زدیم و یا کم دسته دیدیم و برگشتیم خونه. ...
نویسنده :
مامان
3:21





